معرفی شهرسین

 

 

 

نشست صمیمی شهردار واعضای شورای اسلامی شهرسین به همراه ریاست کلانتری ۱۴ با سرهنگ جانباز غلامرضا عرب پور با بیش از ۹سال سابقه در جبهه

نشست شهردار واعضای شورای اسلامی شهر سین با سرهنگ عرب پور که بیش از ۹ سال جنگ رو تجربه کرد و هنوز دارد با ترکش های جنگی زندگی می کند. عرب پورگفت:بیش از 9 سال در جبهه‌های غرب و جنوب حضور داشتم وهنوز با ترکش های جنگ زندگی می‌کنم. عرب‌پور جانباز و سرهنگ بازنشسته متولد سال 1333 از روستای هشتگان اظهار کرد: بنده درسال 1354 به استخدام هوانیروز ارتش در اصفهان درآمدم و درسال58 در روستای سین ازدواج کردم تا سال 61 در هوانیروز خدمت کردم و از آن به بعد به لشکر کردستان منتقل شدم و تا سال 1378 درآنجا مشغول خدمت بودم. عرب‌پور با بیان‌ این‌که پس از شروع جنگ همراه با سایر کارکنان هوانیروز داوطلبانه به جبهه اعزام شدیم و روزسوم جنگ را در اندیمشک بودیم، گفت: مدت حضورم در جبهه 9 سال و 9 ماه و 18 روز بود.از اول تا پایان جنگ در جبهه‌های غرب و جنوب حضور داشتم و درعملیات بیت المقدس و عملیات بدر هم شرکت کردم. ایشان خاطرنشان کرد: در 26 اسفند‌ماه 63 در عملیات بدر در شرق دجله از ناحیه پای راست و انگشت شست مجروح شدم و مدت 4 ماه در بیمارستان دکتر حشمت رشت بستری بوده و حدود 3 ماه در بیمارستان خانواده تهران بستری شدم. عرب‌پور افزود: جنگ بر ما تحمیل شده بود و ما از سرزمین خود دفاع می‌کردیم به همین دلیل حالت تقدس پیدا کرده بود و خانواده‌ها به طور کامل از همسران و فرزندان خود برای رفتن به جبهه پشتیبانی می‎‌کردند و رفتن به جبهه یک افتخار بود. در دوران جنگ تمام رزمندگان به جنگ فکر می‌کردند و امام خمینی(ره) هم فرموده بودند که جنگ در رأس تمام امور است.فضای جبهه یک فضای معنوی بود و همه توسل و توکل به خدا و ائمه اطهار داشتند و تقریبا در جیب هر رزمنده یک کتاب دعا و قرآن وجود داشت. عرب‌پور افزود: چون دشمن وارد سرزمین ما شده بود هیچ کس به خود شکی راه نمی‌داد و همه می‌گفتیم چه بکشیم و چه کشته شویم پیروزیم و با توجه به آیه "ید الله فوق ایدیهم"، در همه جا امدادهای الهی مشهود بود، جنگ را سه نیروی ارتش، سپاه پاسداران و بسیج اداره می‌کردند و همدلی و هماهنگی بین این نیروها خودش یک معجزه بود و هر پیروزی که به دست می‎‌آمد هیچ کس خود را مالک آن نمی‌دانست و زمانی که خرمشهر آزاد شد همه می‌گفتند خرمشهر را خدا آزاد کرد. هیچ‌کس به فکر زنده‌ماندن و برگشتن از عملیات نبود قبل از هر عملیات تمام نیروها خود را آماده می‌کردند و هیچ‌کس به فکر زنده‌ماندن و برگشتن از عملیات نبود، فقط به پیروزی فکر می‌کردیم آنجا بود که وجود خدا حس می‌شد چون جز خدا هیچ‌کس نمی‌توانست کمک کند و بعد از عملیات آن‌هایی که زنده مانده بودند به مقام شهدا غبطه می‌خوردند و می‌گفتند آنها لیاقت شهادت را داشتند و از ما بهتر بودند. وقتی که آبادان در محاصره بود امام خمینی(ره) فرمانی صادر کردند که حصرآبادان باید شکسته شود که این عملیات توسط لشکر 77 خراسان طراحی و با همکاری سایر نیروها پیروزمندانه انجام و محاصره آبادان شکسته شد و این اولین عملیات برعلیه دشمن بود.وی با بیان اینکه دوستان و جوانانی که در این سال‌ها شهید یا جانباز شدند همه خاطره‌اند افزود: فکر می‌کنم روز 22 اسفند‌ماه بود که کلیه تجهیزات را از جزیره مجنون به شرق دجله آماده کردیم. سربازان داخل سنگر منتظر قایق بودند. من و شهید یحیی مازندرانی در حال آماده‌کردن قایق‌ها بودیم فرصت کوتاهی پیش آمد کنار آب جزیره نشستیم که صبحانه بخوریم چند لقمه‌ای از صبحانه خورده بودم که از فاصله حدود 30 متری سرهنگ سرلکی مرا صدا زد و من با عجله به طرف او رفتم که در همین حین گلوله‌ای پشت سر ما اصابت کرد و ما بر زمین خوابیدیم پس از چند ثانیه بلند شدیم و دیدیم که از صبحانه خبری نیست و دوستم شهید مازندرانی در حالی که سر از تن او جدا شده بود به پشت خوابیده بود.جانباز دوران دفاع مقدس گفت: نمی‌دانم شاید او لیاقت شهید شدن را داشته و یا برای من مأموریت دیگری نوشته شده بود.عرب‌پور افزود: روز 24 اسفند‌ماه 63 عملیات بدر در شرق دجله حدود ساعت 10 صبح از سه طرف زیر آتش دشمن بودیم. سربازان همراه خود را در سنگرهای مختلف مستقر کرده بودم و از آن‌ها خواستم رفت‌وآمد بی‌جا بین سنگرها نکنند. در همین بین سربازی اهل شاهرود از سنگرش بیرون آمد و به طرف سنگر دوستش می‌دوید هنگام دویدن گلوله‌ای پشت سرش به زمین خورد دیدم که از پهلویش که ماسک ضد گاز بسته بود خون به بیرون می‌ریخت و او می‌دوید. خیلی ناراحت شدم با زحمت خود را به سنگر او رساندم و دیدم همه می‌خندند. متوجه شدم که ترکش آن گلوله به ماسک ضد گاز اصابت کرده و او قبلا در درون آن ماسک کمپوت آلبالویی  را جا داده بود و آن کمپوت سوراخ شده بود وآب کمپوت از آن می ریخت و او آسیبی ندیده بود. وی در پایان گفت برخورد لازم می دانم ازهمه کسانی که به یاد ماهستند تشکر کنم.

 

Add comment